گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: سال هایی است که تبعیض راهش را نه تنها در دنیای زندگان بلکه در میان مردگان نیز باز کرده و نگاه مادی گرایانه به عالم مانی همچون جهان فانی نزد مردگان به ظاهر زنده حسابی جولان می دهد. از عنوان «بزرگ خاندانِ» نقش بسته در اعلامیه مرگ متوفی تا انواع تاج گل های بلند بالا و رشیدتر از گل های عروسی و برگزاری مراسم در مسجدهایی رو به کوی اهالی اعیان نشین و قبرهای برجسته و نقش بسته به انواع طرح ها و ... همه نشان از تصوراتی دورمانده از ماهیت مرگ و البته زندگی نزد خواب زده های عالم تصور است.

القصه این که در مرگ مشاهیری چون هنرمندان و ادیبان و فرهیختگان که جایگاهی شناخته شده در نزد عوام و خواص دارند، قاب هایی فریبنده از عکس یادگاری گرفتن مسئولان کنار میت هم بازارگرمی خاص خود را دارد. در این میان اصلا مهم نیست که فرد سلفی گیرِ کنار پیکر مرده ی معروف تا پیش از همان لحظه تشییع جنازه و اجرای مراسم بدرقه تا خاک هیچ گونه شناختی نسبت به آن هنرمند و آثارش نداشته باشد بلکه مهم این است که آن عکس در آن لحظه ی به خصوص به عنوان حربه ای تبلیغاتی و در جهت همگامی با مردم هنردوست از آن شخص مسئول در رسانه ها منعکس شود!

عینی ترین نگره مورد نظر را بدون ذکر نام و عنوان در تشییع پیکر سینماگر جهانی ایران؛ عباس کیارستمی مشاهده شد و جدا از مسئولان سیاسی که خود را داغدار هنرمندی جهانی نشان دادند، مسئولان سینمایی نیز با تمام احساس ردای مصیبت به تن کرده و شعرها و خطبه ها در رسای هنرمندی والامقام به میان آوردند!

اگر چه مردگان را نگاهی سراسر متفاوت با نگره زنده پیشگان بوده و چنین رتبه بندی هایی حداقل در آن سوی مرزهای عالم فنا متصور نیست اما از حیث درجه بندی مسئولان امر در خصوص رتبه بندی مردگان در همین کشور خودمان و در طی سال هایی متمادی می توان نمونه هایی آورد. برای نمونه در فاصله بسیار کمی عباس کیارستمی و مهدیه الهی قمشه ای به رحمت خدا می روند؛ یکی فیلمساز و عکاس و فرهیخته بزرگی است و آن یکی مولوی شناس و محقق ادبیات عرفانی؛ اما تفاوت میان آن ها در اندازه شهرت شان نزد مردم است و مسئولان مربوطه با چرتکه اندازی همیشگی خود به دلیل بالا بودن کفه ترازوی اعتبار عباس کیارستمی به طور قطع و یقین ترجیح می دهند که اول صبحی خود را به پیکر خالق «زیر درختان زیتون» برسانند.

در همان روزها هنرمندان دیگری چون ملیحه نیکجومند(شیده رحمانی) و بهمن زرین پور هم طعم گیلاس را چشیدند و در کمال آرامش زمین و بدون حضور مسئولان بلند بالای فرهنگ و هنر و افراد علاقمند به گرفتن سلفی به خاک سپرده شدند. «ملیحه نیکجومند» ی که در فیلم ضعیف «گهواره ای برای مادر» چنان نقش برجسته ای در سکوت بازی کرد که برایم معادل بازی بسیار تماشایی «امانوئل ریوا» در فیلم «Amour» بود و «بهمن زرین پور» ی که بی حاشیه و بی رسانه! در سینما و تلویزیون، «عطر گل یاس» را کار می کرد.

اما اوج بی مهری رخ داده و صف بندی مردگان توسط زندگان سیاست پیشه درباره مرگ اصغر بیچاره یا همان اصغر ژوله رخ داد که همچون زمان زنده بودنش با تلخی تنهایی و در غربت جهان را ترک کرد و هنوز با وجود گذشت بیش از یک ماه از زمان مرگش، پیکرش در آمریکا مانده و به ایران منتقل نشده است. این در حالی است که هنگامی که عکاس پیشکسوت و هنرمند بی ریای سینما و تلویزیون پس از تحمل بیماری ناشی از سرطان حنجره در تاریخ 22 خرداماه درگذشت، معاون هنری وزارت ارشاد طی تماس با خانواده اش قول همکاری جهت انتقال پیکر این بازیگر به ایران را داده بود؛ مساله ای که آرزوی آن مرحوم بود.

البته بعدها تورج ژوله، فرزند اصغر بیچاره که پژوهشگر حوزه فرش می باشد با اعلام این که قرار بر این بوده تا پیکر پدرش به یک مرکز مطالعات علمی و تحقیقاتی در آمریکا جهت بررسی های پزشکی برده شود و این مساله در حدود 4 تا 6 هفته طول خواهد کشید، به ابهام ایجاد شده در خصوص فاصله بسیار رخ داده از مرگ تا زمان تشییع پیکر آن مرحوم پاسخ داد و اعلام شد که به احتمال زیاد 5 مردادماه امسال مراسم تشییع این پیشکسوت دلسوخته در تهران انجام خواهد شد، با این وجود مساله مهم در میزان اهمیت بخشی اجساد توسط مسئولان دولتی است تا همان گونه که در زمان حیات هنرمندان هم تبعیض های بسیاری از خودی و غیرخودی و نیز میان مشاهیر و افراد گمنام صورت می یابد، در خصوص مردگان نیز تشریفات متفاوتی با درجه هواخواهی مردمی در نظر بگیرند!

البته عنوان سازی این مساله جهت نکوهش رفتاری نیست که در قبال سینماگری جهانی چون کیارستمی با اعزام گروهی ویژه جهت انتقال پیکر ایشان از پاریس به تهران و پهن کردن فرش قرمز در فرودگاه امام خمینی(ره) رخ داد، بلکه از این جهت بوده که همه چیز صرف خودنمایی و تشریفات تبلیغاتی توسط متولیان فرهنگ و هنر خلاصه نشود و همان گونه که در جهان آخرت تفاوتی میان سفرکرده ها نیست، در نزد مسئولان دولتی فرهنگ و هنر نیز رتبه بندی های سیاسی برای هنرمندان متوفی رخ ندهد!



